مقدمه بیماری
پوسیدگی زغالی یکی از بیماریهای مهم و خسارتزای نخود و عدس است که در بسیاری از مناطق کشت این حبوبات مشاهده میشود. این بیماری اغلب در شرایط گرم و خشک و در خاکهای سبک و ضعیف از نظر مواد آلی شدت بیشتری پیدا میکند. عامل بیماری، یک قارچ خاکزی است که میتواند مدت طولانی در خاک یا بقایای گیاهی باقی بماند و با آلوده کردن ریشه و طوقه، باعث کاهش رشد، زردی برگها و در نهایت خشکیدگی گیاه شود. خسارت ناشی از این بیماری نهتنها عملکرد محصول را کاهش میدهد، بلکه کیفیت دانه را نیز تحتتأثیر قرار میدهد و مدیریت صحیح آن، یکی از اولویتهای مهم در زراعت نخود و عدس به شمار میآید.
عامل بیماری
عامل بیماری پوسیدگی زغالی نخود و عدس قارچ Macrophomina phaseolina است.
این قارچ یک پاتوژن خاکزی چندمیزبانه محسوب میشود و میتواند بیش از ۵۰۰ گونه گیاهی از جمله حبوبات، غلات، پنبه و آفتابگردان را آلوده کند. قارچ بهصورت اسکلروتهای سیاهرنگ (ساختارهای مقاوم) در خاک و بقایای گیاهی آلوده زمستانگذرانی میکند و سالها زنده میماند.
شرایط مساعد برای گسترش آن عبارتند از:
دماهای بالا (۲۸ تا ۳۵ درجه سانتیگراد)
خشکی و تنش آبی
خاکهای فقیر از نظر مواد آلی و دارای زهکشی ضعیف
قارچ از طریق تماس ریشه یا طوقه گیاه سالم با اسکلروتها یا میسلیوم موجود در خاک وارد بافت گیاه میشود و با تخریب آوندها، باعث کاهش انتقال آب و مواد غذایی و در نهایت مرگ گیاه میگردد.
شرایط گسترش بیماری
پوسیدگی زغالی نخود و عدس بیشتر در اواخر فصل رشد، زمانی که گیاهان تحت تنش گرما و خشکی هستند، گسترش مییابد.
مهمترین عوامل مؤثر بر گسترش آن عبارتند از:
دما:
دمای ۳۰ تا ۳۵ درجه سانتیگراد شرایط ایدهآل برای فعالیت قارچ است.
رطوبت خاک:
رطوبت کم و خشکی خاک، همراه با گرمای هوا، شدت بیماری را افزایش میدهد.
شرایط خاک:
خاکهای فقیر از نظر مواد آلی، سبک و با تهویه ضعیف، محیط مناسبی برای اسکلروتها فراهم میکنند.
تراکم کاشت زیاد:
موجب افزایش دما و کاهش تهویه بین بوتهها میشود.
وجود بقایای آلوده در مزرعه:
اسکلروتهای قارچ در بقایای گیاهی آلوده باقی مانده و منبع آلودگی سال بعد میشوند.
چرخه زندگی قارچ Macrophomina phaseolina
1. بقای قارچ:
قارچ بهصورت اسکلروتهای ریز و سیاهرنگ روی بقایای گیاهی و در خاک باقی میماند. این ساختارها میتوانند ۴ تا ۱۵ سال زنده بمانند.
2. آلودگی اولیه:
در بهار یا اوایل تابستان، با بالا رفتن دمای خاک، اسکلروتها جوانه زده و میسلیوم قارچ فعال میشود.
3. ورود به گیاه:
قارچ از طریق ریشههای جوان یا زخمهای ریشه و طوقه وارد بافت گیاه میشود.
4. توسعه در گیاه:
قارچ در بافتهای آوندی پیشروی کرده و باعث انسداد آوندها، کاهش انتقال آب و مواد غذایی و در نهایت ایجاد علائم پژمردگی و زردی میگردد.
5. تشکیل اسکلروتهای جدید:
در مراحل پایانی، بافتهای آلوده به رنگ تیره در آمده و اسکلروتهای جدید در داخل بافت یا روی سطح آن تشکیل میشوند.
6. انتقال به سال بعد:
با تجزیه گیاهان آلوده، اسکلروتها وارد خاک شده و چرخه بیماری در فصل بعد ادامه مییابد.
علائم بیماری پوسیدگی زغالی نخود و عدس
1. علائم روی اندام هوایی
زردی تدریجی برگها از پایین بوته به سمت بالا
پژمردگی دائم، بهویژه در هوای گرم و خشک
کوتاه شدن و ضعیف ماندن بوتهها
ریزش زودهنگام برگها و کاهش تعداد غلافها
2. علائم روی طوقه و ریشه
تغییر رنگ طوقه و قسمت بالایی ریشه به قهوهای تیره یا سیاه
ایجاد نوار یا لکههای تیره روی طوقه
پوسیدگی خشک (برخلاف پوسیدگیهای نرم که همراه با بو هستند)
مشاهده دانههای ریز سیاهرنگ (اسکلروتها) در بافت پوسیده یا روی سطح آن
3. علائم در شرایط پیشرفته بیماری
خشکیدگی کامل بوتهها قبل از رسیدگی
سبک شدن وزن ریشه به دلیل پوسیدگی بافتهای داخلی
پوک شدن دانهها یا کاهش شدید اندازه و وزن آنها

راههای تشخیص بیماری
مشاهده میدانی:
وجود اسکلروتهای سیاهرنگ روی طوقه یا در داخل بافت ریشه، به همراه پوسیدگی خشک، نشانه شاخص این بیماری است.
برش عرضی طوقه:
در صورت برش عرضی، بافتها به رنگ تیره درآمده و آوندها قهوهای یا سیاه هستند.
میکروسکوپی:
مشاهده اسکلروتهای ریز کروی یا بیضوی به رنگ سیاه و میسلیوم قهوهای مایل به خاکستری قارچ.
تشخیص آزمایشگاهی:
کشت نمونههای آلوده روی محیط کشت PDA و مشاهده رشد سریع قارچ با میسلیوم خاکستری تیره و تشکیل اسکلروتها پس از چند روز.
راهکارهای کنترل و مدیریت بیماری پوسیدگی زغالی نخود و عدس
مدیریت این بیماری نیازمند ترکیب چند روش است، چون قارچ Macrophomina phaseolina توانایی بقا طولانی در خاک دارد و تنها یک روش بهتنهایی مؤثر نخواهد بود.
۱. مدیریت زراعی
تناوب زراعی طولانی: کاشت گیاهان غیرمیزبان (مثل غلاتی چون گندم و جو) به مدت ۳–۴ سال برای کاهش تراکم اسکلروتها.
استفاده از بذر سالم و عاری از قارچ: بذر باید از مزارع غیرآلوده تهیه شود.
کاهش تراکم کاشت: بهبود تهویه و کاهش دمای خاک اطراف بوتهها.
آبیاری مناسب و جلوگیری از تنش خشکی: آبیاری منظم در مراحل حساس رشد باعث کاهش شدت بیماری میشود.
مدیریت بقایای آلوده: شخم عمیق و دفن بقایای آلوده یا جمعآوری و خارج کردن آنها از مزرعه.
۲. ارقام مقاوم یا متحمل
استفاده از ارقام یا لاینهای اصلاحشده که تحمل بیشتری به گرما و بیماری دارند.
در حال حاضر، مقاومت کامل وجود ندارد ولی برخی ارقام بومی یا اصلاحشده حساسیت کمتری دارند.
۳. کنترل بیولوژیک
استفاده از قارچهای آنتاگونیست مانند Trichoderma harzianum یا Trichoderma viride که با تولید آنزیم و متابولیتهای ضدقارچی، رشد M. phaseolina را مهار میکنند.
استفاده از باکتریهای سودمند مانند Pseudomonas fluorescens که سبب تحریک مقاومت سیستمیک گیاه میشوند.
۴. کنترل شیمیایی
ضدعفونی بذر با قارچکشهای توصیهشده (مانند کاربوکسین + تیرام، یا کاپتان) قبل از کاشت.
مصرف قارچکشهای سیستمیک در مراحل اولیه رشد در مناطق آلوده (با تأیید کارشناسان محلی).
توجه: قارچکشها معمولاً تأثیر کامل در خاک ندارند، بنابراین باید همراه با سایر روشها استفاده شوند.
۵. اقدامات پیشگیرانه در مزرعه
جلوگیری از ایجاد زخم در طوقه و ریشه (کاهش عملیات مکانیکی سنگین نزدیک ریشه).
کاشت در خاکهای حاصلخیز و افزودن کود آلی برای بهبود جمعیت میکروارگانیسمهای مفید خاک.
تنظیم تاریخ کاشت بهگونهای که دوره حساس گیاه با دماهای بالا همزمان نشود.